تبليغاتX
Michael Jackson Is The King Of Pop

Michael Jackson Is The King Of Pop

Man Of War 1977

 

تو فکر میکنی راهی که در آن قدم گذاشتی راه درستی است؟

اما تو هیچ چیز نمیدانی

تو به انسانها احترام نمیگذاری

بخاطر هدفی که او در سر میپروراند

تو نباید مردم را مجبور به انجام کاری کنی

مرد جنگ، برای جنگیدن نرو

چرا هیچگاه درباره صلح حرفی نمیزنی

برای اینکه به تنها چیزی که نیاز داریم صلح و آرامش است

شاید تنها سپاه توست که به تو نیرو میدهد

اما سرانجام حقایق پیروزند

هیچگاه اشتباهات بر حقیقت پیروز نیست

همه انسانها این حق را دارند تا فکر کنند و آزاد باشند

تو احساس میکنی با سلاحهایی که داری، مرد بزرگی هستی؟

وقتی به دیگران حمله میکنی

سعی میکنی آنها را مجبور به انجام کارهای باب میلت کنی

مرد جنگ به جنگیدن ادامه نده

برای اینکه صلح تنها چیزی ست که به آن نیاز داریم.

(The Jacksons / Man Of War 1977 )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 19:31  توسط Sam  | 

ارواح _قسمت 1

 

ارواح _قسمت 1

مردم:بیان بریم

یکی از بچه ها:چرا تنهاش نمیذاریم.اون به هیچ کس آسیبی نرسونده.نمیشه از اینجا بریم؟

تقصیر توئه جری که نتونستی جلوی دهنتو بگیری

شهردار:اون مرموزه! توی این شهر هیچ جایی برای آدمهای مرموز وجود نداره

مردم:تو دیدی که اون...اون...اون علامت خوبی نیست

یکی از بچه ها:درست مثل دفعه قبل! اون یه روحه

خفه شو

مادر بچه ها:برادرتو نزن

مردم:چیزی به اسم روح وجود نداره عزیزم

شهردار:اینو بهت ثابت میکنم بچه! بیاین بریم

مردم:کسی مطمئن بود که الان اوقات خوشی داریم؟ شاید بعدا لازم بشه برگردیم

اوه لعنتی

بچه ها:اون چی بود؟

مایکل:آیا شما رو ترساندم؟

مردم:اوه نه

اوه بله

بچه ها:خودشه مامان

مادر بچه:میدونم

بچه ها:همون شخصه

سلام

ببخشید

شهردار:نه! تو منو نترسوندی.شاید اونها رو وحشت زده کردی ولی منو نه

مایکل:خیلی بد شد مگه نه؟ فکر کنم دفعه بعد باید وحشتناکتر از اینو امتحان کنم

شهردار:دفعه بعدی وجود نخواهد داشت

مایکل:اوه واقعا؟

شهردار:بله واقعا

مایکل:که دفعه بعدی وجود نداره خب دلیلش چیه؟

شهردار:ما میخوایم که از این شهر بری.ما یه شهر کاملا عادی با مردمان و کودکان معمولی داریم.ما به آدمهای عجیب و غریبی مثل تو که داستانهای ارواح رو براشون تعریف میکنن نیاز نداریم

مایکل:پس شما به ارواح اعتقاد ندارین؟

بچه ها:من دارم

منم همین طور

مردم:ساکت شو! می بینی چکار کرده ای؟! شرم نمی کنی؟ بچه ها تحت تاثیر قرار میگیرن

بچه ها:بهشون نشون بده! از همون کارایی که برامون انجام دادی

خفه شو! قرار بود این یه راز باشه

مادر بچه ها:برادرتو نزن

شهردار:تو عوضی هستی.عجیبی و من ازت خوشم نمیاد! تو این بچه ها رو میترسونی. همین الان و به تنهایی اینجا رو ترک کن

مایکل:من تنها نیستم. و...حق با شماست.بله. من دوست دارم مردم رو بترسونم ولی اینکارفقط برای سرگرمیه! بچه ها وقتی من کارهامو انجام میدم لذت نمی برین؟ خودتون میدونین دیگه

شهردار:خب مسخره بازی کافیه! برگرد به سیرک تو دلقکی! و یه لطفی در حق خودت بکن باشه. جلوی ما قدرت نمایی نکن تا باهات برخورد خشن داشته باشیم.چون اگه مجبور بشیم این کار رو میکنیم

مردم:ما نمیخوایم به کسی صدمه بزنیم

مایکل:شما دارین سعی میکنین منو بترسونین...اینطور نیست؟! بسیار خوب ما یه بازی میکنیم.کسانی که اینجا هستن از بازی خوششون میاد؟ وقت بازیه

بچه ها:آره! آره

مایکل:اولین شخصی که بترسه باید اینجا رو ترک کنه.چطوره؟

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 14:47  توسط Sam  | 

mjj pics

Free Image Hosting at allyoucanupload.com 

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

 

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 15:40  توسط Sam  | 

KING

Free Image Hosting at allyoucanupload.com
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 22:4  توسط Sam  | 

mj_guiness_records_photo

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 19:39  توسط Sam  | 

من آرزو دارم

 

ما بايد بر جهان زخمی خود مرهمی بنهيم. هرج و مرج، نوميدی و ويرانی بی معنايی که امروز شاهد آن هستيم در نتيجه بيگانگی است که انسانها نسبت به خود و محيط اطرافشان حس ميکنند.

اغلب اين بيگانگی ريشه در دوری از دوران کودکی دارد. در اين زمان طفوليت از کودکان دزديده شده، ذهن يک کودک به قدرت رمز، سحر، شگفتی و هيجان نياز دارد. من آرزو دارم که هنرم کودکی را که در درون انسانها به فراموشی سپرده شده، دوباره بيدار کند.

DANCING THE DREAM / MICHAEL JACKSON

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 19:31  توسط Sam  | 

Angel Comes Back

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 18:25  توسط Sam  |