تبليغاتX
Michael Jackson Is The King Of Pop

Michael Jackson Is The King Of Pop

نشانی از گذشتگان

 

نشانی از گذشتگان

او تمام زندگی اش را در صحرا سپری کرده بود ، اما کل آن برای من جدید بود . او پرسید:" آن جای پای ِ روی ماسـه ها را ببین ؟ " ، به نقطه ای روی ِ یک تخته سنگ اشاره کرد .من با دقت هر چه تمام تر نگاه کردم . [ پاسخ دادم ] : " نه ، نمی توانم هیــچ چیــــــزی ببینم ! " . او خندید [ و گفت ] : " آن فقط یک نکته است ؛ جایی که شما نتوانید اثری را ببیندی ، جایی ست که انسانهای اولیه در آنجا قدم زده اند. "

ما کمی جلو تر رفتیم ، و او به یک دهانه اشاره کرد ، که در دیواری سنگی پنهان شده بود . او پرسید : " آن خـــانه را بالای آنجا ببین ؟ " . من چشمانم را ریز کردم و با دقت نگاه کردم ، [ و پاسخ دادم ] : " آنجا هیچ چیز برای دیدن نیست . "او لبخـــــند زد [ و گفت ] : " تو دانش آموز خوبی هـــستی ؛ جایی که سقف یا دودکــــشی نیست ، جایی ست که انســــانهای اولیه خانه ای دوســـت داشتنی برای زندگی

داشته اند . "

ما کمی کلافه شدیم ، و پشت سر ما منظـــره ای افسانه ای ظاهر گـــشت -- هزاران هزار گل صحرایی در حال شــــکوفایی ! او از من پرسید : " آیا می توانی ببینی چقدر اشتباه آمدیم ؟ ". من دستــانم را تکان دادم ، [ و گفتم ] : " آن فقط موجی عاشقانــــه از پی موجی دیگر است ! " . او با صدایی آهسته گفت : " بله ؛ جایی که هیچ چیز اشتباه نیــــــــست ، جایی ست که انــــسانهای اولیه بیش از همه محصول درو کرده اند . " . من درباره ی هـــــمه ی اینها فکر کردم ، درباره ی این که چگونه نســـــلها برای اولین بار در همسازی با زمین می زیسته اند ، [آنها] مکانهایی که در آن می زیـسته اند را بدون هیچ نشانی از آلودگی و ناپاکی ترک کرده اند .

آن شب در اردوگاه گفتم :" تو یک چیز را فراموش کردی . " . او پرسید : " آن چیست ؟ ".[ پرسیدم ]:"انسانهای اولیه کجا دفن شده اند ؟ " . بدون پاسخی ، او چوبش را درون آتش حرکت داد . تابشی نورانی زبانه کشید ، آتش را فراگرفت و ناپدید شد . معلمم نگاهی کلی به من کرد تا ببیند شاید من این درس را فهمیده باشم . من بسیار ساکت نشسته بودم ، و سکوت ام به او گفت که من فهمیده ام

از کتاب رقص رویا « Dancing The Dream

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 15:18  توسط Sam  | 

نورلند

مايكل نورلند را با مساحت 2500 جريب يا يك هزار هكتار در سال 1988 به مبلغ 14.6 ميليون دلار خريداري كرد و آن را به مكاني رويايي تبديل نمود. از جاذبه هاي نورلند ميتوان به شهر بازي، باغ وحش، درياچه، سينما و پاساژ اشاره كرد. نورلند براي سالها به كودكان بيمار يا ناتوان و بي بضاعت كه فرصت استفاده از چنين امكاناتي را در زندگي خود نداشته اند، امكان داده است تا لحظاتي خوش را براي خود به يادگار داشته باشند.

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 15:29  توسط Sam  | 

برگرد...................

ای حضرت عشق ، جان باران برگرد

ای روح تمامی بهاران برگرد

شد همهمه اي در اين حوالی بر پا

گلگشت بهار شد ، زمستان برگرد

خورشيد صفت به جستجويت گشتيم

مايوس شديم و مات و حيران بر گرد

بی تو ، همه ستاره ها خاموشند

زيبايی داشت شد بيابان برگرد

بی تو همه شعر ها ميان پژمردند

بی تو شده آسمان پريشان برگرد

من مردم و دلواپسی ام قطع نشد

حالا که رسيدم به پايان برگرد

حالا که بدون تو نفس ها سختست

حالا که شده نسيم ، طوفان برگرد

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 17:35  توسط Sam  | 

به طرفداران عزيزم

به طرفداران عزيزم

با تمام وجودم از شما به خاطر حمايت، وفاداري، باور و عشقي كه هميشه نسبت به من داشتين، سپاسگزاري ميكنم. در طي سالها، عشق و فداكاري و حمايت انكار ناپذير شما به من الهام بخشيده و من رو تا نهايت انرژي، قدرت و احساس رضايت بالا برده... من اين عشق رو امروز به شما بازميگردونم. و براي هميشه... با عميق ترين قدر داني هام، همگي شما رو دوست دارم

بيشتر مردم من رو نمي شناسن. به خاطر همين هم هست كه چيزهايي در مورد من مينويسن كه بيشترش حقيقت نداره. من اغلب اوقات گريه ميكنم چون اين موضوع آزارم ميده. من نگران بچه ها هم هستم. همه ي بچه هام در سرتاسر دنيا. من به خاطر اونها زندگي ميكنم.

اگه مردم نميتونستن به جز حقيقت چيزي راجع به يك نفر بگن، داستان زندگي اون فرد هيچوقت نوشته نميشد.

حيوانات از روي بد جنسي با هم نميجنگن. اين كار رو ميكنن چون ميخوان زنده بمونن. اونهايي كه ديگران رو به باد انتقاد ميگيرن و ازشون عيب جويي ميكنن، دنبال خون آدمها هستن نه دنبال دردها و ناراحتي هاشون

اما من همچنان بايد پيش برم. من بايد درون هر چيزي به دنبال حقيقت باشم. من بايد به خاطر پيامي كه براش فرستاده شده ام، ايستادگي كنم و تحمل داشته باشم. به خاطر دنيا، به خاطر بچه ها... اما به من رحم كنيد، من خون زيادي از دست دادم

نميدونم به جز خوندن چه كار ديگه اي ميتونم انجام بدم. اما نگران نيستم چون بقيه ي عمرم رو فرصت دارم تا اين موضوع رو بفهمم

اگه ميخواي دنياي بهتري بسازي، به خودت يه نگاهي بنداز و يه چيزي رو در درون خودت تغيير بده. من هيچوقت كاملا راضي نيستم. هميشه آرزو ميكنم كه اي كاش دنيا جاي بهتري ميشد. اميدوارم كه موسيقي من بتونه براي مردم شادي به همراه داشته باشه

فرزندان ما، زيبا ترين، شيرين ترين و ارزشمند ترين موجودات هستن. و با اين حال هر يك دقيقه، حداقل 28 كودك جانشون رو از دست ميدن. امروز فرزندان ما بر اثر بيماري ها، جنگ، سلاحهاي جنگي، انواع سو استفاده ها و بي توجهي ها در معرض خطر مرگ قرار دارن. كودكان حقوق محدودي دارن و كسي نيست كه از طرف اونها صحبت كنه. اونها هيچ صدايي در دنياي ما ندارن. خدا

Heal The Worldنعمت داشتن يك صدا رو به من عطا كرده. و حالا من ميخوام از اين صدا استفاده كنم و به بچه ها كمك كنم تا با اين صدا صحبت كنن. من موسسه ي

رو تاسيس كرده ام تا صداي بي صدا ها باشه. صداي بچه ها.

سخته كه زندگي خصوصيتون به مايملك عمومي بدل بشه. حتي اگه به خاطر اشتياق مردم نسبت به موسيقي و كارهاتون حس قدر داني داشته باشين

وقتي كه دنيا به من پشت كرد، ميدونستم كه طرفداران و خانواده ام در كنارم هستن

هيچ كس نبايد تا وقتيكه تك تك روزهاي بد و شبهاي بيخواب من رو تجربه نكرده، در مورد كارهايي كه من در زندگيم انجام دادم، قضاوت كنه.

همه ي ما رازهاي عميق و تاريكي داريم

مردم هر چيزي رو راجع به من باور ميكنن. من ديگه اهميت نميدم. اين چيزيه كه ميخواين بشنوين؟
چرا به اونها نميگين كه من يه آدم فضايي هستم. بهشون بگين من جوجه ي زنده ميخورم و شبها رقص

Voodoo

انجام ميدم. اونها هر چيزي كه شما بگين باور ميكنن. چون شما يه خبرنگار هستين. اما اگه من بگم كه يه آدم فضايي هستم و جوجه ي زنده ميخورم و شبها رقص

Voodoo

انجام ميدم، مردم ميگن: اين مايكل جكسون ديوونه است. قاطي كرده. نميشه يه كلمه از حرفهاش رو باور كرد

من به انجام بهتر كارها اعتقاد دارم. شما پير نميشين، بهتر ميشين

من افتخار ميكنم كه يه صحنه گردان هستم. اما شما هنوز چيزي نديده ايد.

دروغ در دوي سرعت شركت ميكنه و حقيقت در دوي ماراتن. در دادگاه، حقيقت برنده ي اين ماراتنه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 12:35  توسط Sam  | 

29 اگوست 1958

توّلد 48 سالگی مايکل

 

 عزيز و بزرگوار مبارک

 

Free Image Hosting at allyoucanupload.com 


باز قلم به دست گرفتم تا قطره های دیگری از عشق ببارم. آخه تو این دنیا باید حتما قلم بزنی تا عشقت رو باور کنند و وظیفه دونستم که چند خطی در وصف این میلاد پر شکوه بنویسم. روز 29 آگوست... روز میلاد آسمون زیبای عشق... متاسفانه اون روز نبودم که بنویسم و قبلش هم فرصت دست نداد... مهم اینه که باور داشته باشیم هر لحظه ایکه دلی با عشق می تپه روز بزرگ میلاد اوست. کسی که تمام خوبیها رو نشونم داد و با سخاوت آسمونیش، با دستاش جاده ای پر نور و ابدی برام ساخت. تا من هیچوقت تو این دنیا گم نشم... هیچ چیز به اندازه ی اشکام نمی تونه عشقش رو نماز ببره. ای مسافر غریب و عاشق چهل و هشتمین بهار جاودانه ت رو با تمامی ستاره های آسمون جشن می گیرم

باشد که نور ازلی ت تا ابد روشنگه راهمون باشه. من به جز اینکه همیشه کلمات رو در قداستت به زلال اشک بشونه کار دیگه ای در مقابل عشقت ازم ساخته نیست... همیشه برای قلبهای عاشقمون بمون مسافر آسمون

 

طوفان ها در رقص عظیم تو

به شکوهمندی نی لبکی می نوازند

و ترانه ی رگ هایت

آفتاب همیشه را طالع می کند

بگذار چنان از خواب برآیم

که کوچه های شهر

حضورت را دریابند

تا در آیینه پدیدار آیی

عمری دراز در آن نگریستم

من برکه ها و دریاها را گریستم

ای پری وار در قالب آدمی

که پیکرت جز در خلواره ی ناراستی نمی سوزد

حضورت بهشتی ست

که گریز از جهنم را توجیه می کند

دریایی که مرا در خود غرق می کند

تا از همه ی گناهان و دروغ شسته شوم

و سپیده دم با دست های عاشقت بیدار می شود..

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 19:6  توسط Sam  |