زمانی که بچه ها لبخند می زنند
( When Babies Smile )
زمانی که خیال بافان رویا می بینند و دوستدارانشان را می بوسند
و رنگین کمان می بافند و رنگهایشان را می ریزند
آن لحظاتی ست بسیار زنده و باشکوه
ما غوطه ور می سازیم ، شیرجه ای می زنیم
اندرون بی پایانی
اندکی می ایستیم
آن لحظاتی ست که بچه ها لبخند می زنند
***
آن لحظاتی ست که در آن تقدیر شکسته می شود
هیچ چیز غیر ممکن نیست و ما شفا یافته ایم
ما می توانیم اوج بگیریم ، پرواز کنیم
روی آتش بخرامیم ، آسمان را هدایت کنیم
درون نوری از تلألو ستاره ای
آنجا هیچ فاصله ای نیست ، هیچ چیز دور نیست
آن لحظات تلبیس بیگاهی ست
درون برافروختگی
اندکی می ایستیم
آن لحظاتی ست که بچه ها لبخند می زنند
***
آن لحظاتی ست که قلب لطیف می شود
زمانی که نور ِ منظره یِ دریایی ، در زرق و برق مجللی ست
زمانی که خنده ی بهشت در زمین ولوله می اندازد
و ما در زایشی نو تجدّد می یابیم
در ابدیتی بی زمان
در برادری فرشتگان
سر و صدا می کنیم و می غلتیم
این تفریحگاه روح ماست
در درون گرگ و میش
اندکی می ایستیم
آن لحظاتی ست که بچه ها لبخند می زنند
***
آن لحظاتی ست که یکی می شویم و با خدا هستیم
همه چیز عالی ست ، هیچ چیز عجیب نیست
درون انعکاس خَموشی
کمال خود را احساس می کنیم
ما سرچشمه هستیم ، ما امتحانی سخت هستیم
هیچ چیز نمی تواند به ما آسیب رساند ، برای این منظور که ما شکست ناپذیریم
آنجا هیچ گناهی و گناهکاری نیست
ما تنها می توانیم فاتح باشیم ، ما روشنایی ضعیف را حس کرده بودیم
درون سعادت
اندکی شناور می شویم
آن لحظاتی ست که بچه ها لبخند می زنند
***
پادشاهی ها باژگون می شوند ، مرتبه شان را از دست می دهند
تمدن فرو می ریزد ، عمر ها می گذرند
طوفان هایِ سرکش ، دریاها را غارت می کنند
قتلها ی سخت ، با وجود ادعاهایمان
اما زمانی که بچه ها بازی می کنند شبنم ها می درخشند
سلطان های ظالم می گریند ، آنجا هیچ قتلی نخواهد بود
پری ها می رقصند و جنّی ها آواز سر می دهند
همه در حد کمال هستند ، همه شهریار هستند
درون بوستان
اندکی جست و خیز می کنیم
آن لحظاتی ست که بچه ها لبخند می زنند
(
مایکل جکسون / رقص رویا )
(Michael Jackson / Dancig The Dream
